ثبت نام

Please Knock On My Door ، تاریک، تاریک‌تر، تاریک

Please Knock On My Door

مستقیم و بی واسطه می گویم که بازی‌های مستقل را می‌توان از دیدگاهی به دو دسته‌ی خاص تقسیم بندی کرد: ۱- بازی‌هایی که برای همه‌ی افراد ساخته می‌شوند. ۲- عناوینی که مخصوص افرادی خاص هستند و هرکسی نمی‌تواند با آنها ارتباط برقرار کند. با وجود این مقدمه قطعاً متوجه شده‌اید که عنوان مورد بررسی این مقاله نیز یکی از اعضای دسته‌ی دوم است و قرار نیست که یک بازی پیشنهادی با زرق و برق فراوان و… باشد. درواقع Please Knock On My Door از آن دست عناوینی است که هرکسی توانایی رو به رو شدن با آن را ندارد؛ خب چرا؟ به زودی دلیل آن را خواهید فهمید.

Please Knock On My Door

لطفاً در بزنید!

همانطور که اشاره شد هرکسی توانایی رویارویی با Please Knock On My Door را ندارد. بگذارید اینطور بگویم که سازنده‌ی این عنوانپیش از ساختن آن درگیر برخی بیماری‌های روانی مانند افسردگی، فوبیا، پوچ گرایی و… بوده است. حال این توضیح مختصر چه ارتباطی به داستان بازی دارد؟ همانطور که شاید حدس زده‌اید داستان بازی نیز مربوط به همین بیماری‌های روانی است.

توصیه‌ی من قبل از هرچیز به شما این است که اگر واقعاً به افسردگی دچار نشده‌اید چندان به این عنوان فکر نکنید و به دنبال عناوین شادتری بشاید چراکه این بازی حس واقعی افسردگی را به شما منتقل می‌کند و این باعث می‌شود که اگر دچار مشکلات روحی بسیار کمی باشید، روی آنها دست گذاشته و کم کم شما هم احساس کنید که درحال فرسوده شدن همانند شخصیت اصلی بازی هستید و به دامی که من گرفتارش شدم گرفتار شوید.

 Please Knock On My Door، در عمق دردهای بی پایان

حال اگر از ادامه دادن منصرف نشده‌اید بگذارید درباره‌ی داستان بازی Please Knock On My Door بگویم. داستان بازی از یک آشپزخانه شروع می‌شود، فردی که جنسیت او هم چندان مشخص نیست (اما بگذارید این اسپویل را بکنم که در یکی از پایان‌ها مشخص می‌شود او مرد است!) در آن ایستاده است. لحظه‌ای بعد شخصی شروع به صحبت می‌کند و درباره‌ی زندگی می‌گوید؛ از خسته کننده بودن زندگی، از خالی بودن زندگی، از دروغ‌هایی ه باعث می‌شوند احساس آرامش به شما دست دهد و… . درواقع این صدا به نوعی حکم یک راهنما را برای شما نیز دارد، او به شما به صورت غیر مستقیم می‌گوید چه کار کنید و از چه راهی نیازهای خود را برطرف کنید.

Please Knock On My Door

کمی بعد از اینکه با محیط بازی آشنا شدید و فعالیت‌های ساده‌ای را انجام دادید، به تخت خواب خود و سپس به خواب می‌روید. صبح روز بعد از خواب بیدار می‌شوید و بخش دوم بازی نیز به شما معرفی می‌شود: کار! بله بخش دوم بازی که اتفاقاً تأثیر بسیار زیادی نیز بر روی داستان دارد بخش کارمندی شخصیت اصلی است که اتفاقات مختلفی در آن به وقوع می‌پیوندد. به هر حال پس از حمام رفتن یا خوردن غذایی ساده از خانه خارج شده و به محل کار خود می‌روید.

ممکن است در روز اول کار مسئله‌ای برای شما پیش بیاید و مجبور به تصمیم گیری شوید و یا اینکه نه می‌توانید به راحتی روز را سپری کنید و در انتهای ساعت کاری به میز کار خود بازگردید. در ۹۹ درصد مواقع میز کار شما متشکل از یک دفترچه، چند یادداشت از همکارانتان و همچنین برگه‌ای برای اهداف کوتاه مدت روزانه و یادداشت‌های لحظه‌ای و اتفاقات روزتان است که به لطف هنر سازنده‌ی بازی می‌توانید از طریق همین جملات ساده یک دید کلی و تقریباً کامل از اتفاقات مهم روز کاری خود داشته باشید.

اطمینان؟

داستان پردازی بازی Please Knock On My Door اعجاب انگیز است. نکته‌ی جالب در بازی اینجاست که در پشت صحنه تمامی اتفاقات بازی معلق هستند. به این معنی که در طول بازی ممکن نیست شاهد چیزی به نام تکرار باشید. شاید اتفاقات تکراری باشند اما هربار که تصمیمات متفاوتی بگیرید و کارهای متفاوتی انجام دهید، نتیجه‌ی زندگی شما تغییر خواهد کرد و اتفاقات تازه و ماجراهایی جدید را خواهید دید.

با اینکه شخصیت‌های دیگر بازی فقط در لحظاتی معدود قابل مشاهده هستند و در باقی اوقات تنها در زیر نقاب کلمات با آنها آشنایی داریم، بازهم به خوبی پردازش شده‌اند و حداثل پس از چند بار به انتها رسادن بازی می‌توانید به افکار و خصوصیات آنها پی ببرید و دورادور با آنها مرتبط باشید.

بیش از این درباره‌ی بخش داستانی بازی ادامه نمی‌دهم چرا که نه مشکلی در آن می‌بینم و نه نکته و ویژگی خاص دیگری وجود دارد که بتوانم به راحتی و بدون لو دادن بخش‌های جذاب بازی آنها را بیان کنم.

Please Knock On My Door

 Please Knock On My Door، واقعاً کم!

درباره‌ی گیم پلی بازی حرف زیادی نمی‌توانم بزنم. تنها کاری که در بازی انجام می‌دهید عبارت است از راه رفتن، فشردن چند کلید و سپس اجازه دادن به شخصیت برای انجام دادن کار و البته انتخاب دیالوگ‌ها و حتی افکار شخصیت بازی. در پشت میز کار خود هم تنها می‌توانید یادداشت‌ها را جا به جا کنید و با کلیک کردن بر روی آیتم‌ها با آنها بازی کنید.

بازی Please Knock On My Door در ابتدا ممکن است یک عنوان وضعیت محور به نظر بیاید. عددی در پی هر کار به شما نشان داده می‌شود و شما هم در تلاشید تا آن را بیشتر کنید اما کمی که در بازی پیش می‌روید متوجه می‌شوید به هیچ وجه اینطور نیست و بازی پر شده است از وقایع عجیب و غریب که هریک پایانی متفاوت را برای شما و شخصیت شما رقم می‌زنند.

s - Please Knock On My Door ، تاریک، تاریک‌تر، تاریک

بازی از دو حالت اصلی و یک حالت فرعی تشکیل شده است که در حالت ساده یا داستانی فقط انتخاب‌های شما بر روی داستان تأثیر دارند، در حالت معمولی یا بازی علاوه بر انتخاب‌ها اعدادی که حالت شما را نمایش می‌دهند نیز بر روی انتخاب‌ها تأثیر دارند و در نهایت در حالت سخت، حالت معمولی ولی بدون نمایش اعداد قابل انجام دادن است.

شاید باورتان نشود اما بازی دیگر هیچ چیز دیگری برای نمایش در گیم پلی ندارد و من نیز باید در همینجا این بخش را تمام کنم! بنظرم باید از همان ابتدا به داستان محور بودن بازی اشاره می‌کردم تا پایان ناگهانی و بسیار کوتاه بررسی گیم پلی باعث شگفتی شما و حتی خود من نشود. به هر حال چه بخواهیم و چه نخواهیم گیم پلی بازی بخش دیگری برای نمایش دادن ندارد و بررسی این قسمت با دریافت نمره‌ای متوسط به انتها می‌رسد.

تاریک‌تر

گرافیک بازی ساده اما زیبا است. ساده اما زیبا نه به این معنی که بازی دارای صحنه‌های باشکوه یا پس زمینه‌هایی زیبا و جذاب است، به این معنی که بازی در سادگی زیبا بوده است. هیچ چیز خاصی در گیم پلی بازی وجود ندارد. یک آپارتمان با صحنه‌های تکراری و عادی در زندگی واقعی، شخصیتی بی شکل که فقط از چند مستطیل تشکیل شده و همان میزکار معروف بازی! تمام اینها گرافیک هنری دو بعدی و ساده‌ی بازی Please Knock On My Door را تشکیل می‌دهند. در کنار این، بازی از شکل‌های شش ضلعی برای نشان دادن موارد خاص نیز استفاده می‌کند که دلیل آن را طی یکی از پایان‌های بازی خواهید فهمید.

Please Knock On My Door

البته صحنه‌ای نیز در بازی وجود دارد که بسیار زیبا (زیبای واقعی) طراحی شده است و آن درختی در خارج از ساختمان است که می‌توانید از پنجره‌ی آشپزخانه‌ی خود به آن نگاه کنید و در هرروز جلوه‌ای تازه و انسان‌های مختلفی را در اطراف آن مشاهده کنید.

از سوی دیگر گرافیک فنی به خوبی و بازهم سادگی عمل کرده است. نور پردازی بازی با توجه به حال شخصیت شما اوج و فرود دارد، هنگامی که حالتان خوب است همه چیز روشنتر است و می‌توانید نور را بهتر در بازی حس کنید اما هنگامی که حالتان چندان خوب نیستد، اتاق‌های خانه تاریک می‌شوند و نور آهسته آهسته رو به تاریک شدن می‌گذارد.

کیفیت بافت‌ها نیز به علت کوچک بودن محیط‌های بازی در وضعیت خوبی قرار دارد و به هیچ وجه از بخش فنی نمی‌توان ایرادی گرفت. طراحی مراحل نیز در حالت عادی فقط در دو بخش آپارتمان و محل کار انجام گرفته است اما هنگامی که شخصیت اصلی بازی به رؤیاهایی خاص فرو می‌رود می‌توانید نقاط جدیدی را مشاهده کنید که آنها هم به زیبایی ساخته شده‌اند.

نوای تنهایی

صداگذاری بازی بسیار عالی انجام شده است. شخصی که هرروز با شما صحبت می‌کند، دوستانتان، پدرتان و حتی خودتان! همه و همه آنچنان عالی صداگذاری شده‌اند که ممکن است گاهی اوقات باور نکنید این تنها یک بازی ساده و مستقل است. درباره‌ی موسیقی هم که همانند دیگر بخش‌های بازی حرف زیادی برای گفتن وجود ندارد. درکل دو یا سه ترک در بازی وجود دارند که در طی پایان‌ها یا روند اصلی بازی پخش می‌شوند و فقط از خالی بودن بخش موسیقی بازی جلوگیری می‌کنند و کمی و فقط کمی احساس غم و تیرگی بازی را به شما منتقل می‌کنند.

Please Knock On My Door

Please Knock On My Door

Please Knock On My Door را به هیچ وجه به شما توصیه نمی‌کنم. با اینکه این عنوان شاهکاری به تمام معنا است و از نظر داستانی محتوای غنی و بی نظیری دارد اما فقط برای افرادی ساخته شده که آن را به خوبی درک می‌کنند. ممکن است به قول سازنده‌ی بازی این عنوان برای کسانی که دوستانی با این مشکلات دارند و در صدد کمک به آنها هستند خوب باشد ولی مشکل اینجاست که کمی پس از از تجربه‌ی این عنوان خود شما نیز به یکی از افراد با همین مشکلات اما به صورت خیلی خفیف تبدیل خواهید شد.

Source:Techzimmer

نتیجه بررسی

داستان 10

گیم پلی 7

گرافیک 6.5

موسیقی و صداگذاری 6.8

نکات مثبت: داستان زیبا، پیچیدگی و تأثیرگذاری انتخاب‌ها، مشکلات شخصیت اصلی به خوبی به بازیکن منتقل می‌شوند...

نکات منفی: گیم‌پلی ساده، گرافیک بازی جای کار زیادی دارد، محدودیت محیط‌های بازی...

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پارسکدرز اولین بازار کار آنلاین ایران